X
تبلیغات
ایران بانو
 
به نام خدا
ایران بانو
تاریخی
 

  برج میلاد تهران

برج میلاد و مجموعه یادمان بخشی از طرحی بسیار بزرگ‌تر به نام شهستان پهلوی هستند که پیش از انقلاب اسلامی ایران طراحی شده و در دست احداث بود. پیشنهاد ساخت یک برج و تالار نمادین برای شهر تهران در سال ۱۳۷۰، در زمانی که مسعود رجب‌پور شهردار تهران بود، مطرح شد و در پایان سال ۱۳۷۲، محل کنونی از میان ۱۷ نقطه پیشنهادی ساخت آن برگزیده شد. غلامحسین کرباسچی مدعی شده‌است طرح برج میلاد در دوره شهرداری او و با توجه به سفرهای خارجی‌اش ارائه شده است. او می‌گوید: «در بازدیدهای مختلفی که از شهرهای بزرگ دنیا داشتیم، می‌دیدیم که ساختمان‌های مختلفی در این شهرها وجود دارد که هم به نوعی سمبل شهر است و هم جاذبه توریستی است برای شهر.»

کلنگ ساخت این برج در دی ماه ۱۳۷۶ پس از سه سال مطالعات شناخت و امکان سنجی با نام یادمان (مرکز ارتباطات بین‌المللی تهران)بر زمین خورد و در سال 1380 به پیشنهاد شورای اسلامی شهر تهران به مناسبت یکصدمین زادروز روح‌الله خمینی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران با نام برج میلاد تغییر یافت. ساخت این برج ۱۱ سال به درازا انجامید. در ۸ سال نخست تنها ۴۰ درصد از برج تکمیل شده بود، اما با سرعت بخشیدن به پروژه توسط محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، ۶۰ درصد بعدی در ۳۰ ماه ساخته شد.

پس از ۱۱ سال از آغاز ساخت و در روز ۱۶ مهر ۱۳۸۷؛ برج میلاد با حضور نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای اسلامی شهر تهران و محمدباقر قالیباف، شهردار تهران با شعار «آسمان نزدیک است» گشایش یافت. این مراسم را بیش از ۲۵۰ خبرنگار ایرانی و خارجی پوشش دادند. برج میلاد، میان تپه‌ای با مساحت تقریبی 62 هکتار واقع در جنوب محله شهرک غرب و شمال کوی نصر (گیشا) در منطقه ۲ شهرداری تهران قرار دارد.این محل پس از بررسی و مطالعه21 نقطه مختلف شهر تهران توسط یک گروه شامل تیم شهرسازی، تیم مطالعات تلویزیون، مخابرات، راه و ساختمان، اقتصادی، معماری، هواشناسی، تیم مطالعات ترافیک و تیم ژئوتکنیک برگزیده شده است.

  • دسترسی همگانی با سطح سرویس‌دهی مطلوب
  • قرارگیری در مرتفع‌ترین نقاط شهر
  • اشراف بر زیباترین مناظر و نقاط شهر
  • فضائی لازم جهت عملکردهای پیشنهادی و توسعه آتی
  • مجهز بودن به تاسیسات زیر بنایی
  • فاصله مناسب با پایانه‌های مهم مانند فرودگاه و ایستگاه راه‌آهن
  • ایجاد پوشش تلویزیونی
  • قابلیت ارتباط و دید مستقیم با ایستگاه‌های مخابراتی
  • استقرار در میان کاربری‌های هماهنگ و غیر مزاحم
  • استقرار در امتداد محورهای عمده شهر
  • پتانسیل برقراری ارتباط بصری با دیگر نشانه‌ها و فضاهای شهری
  • قابلیت برخورداری از فضاهای سبز و یا دیگر عناصر طراحی محیطی

از دیدگاه راه‌های دسترسی و حمل و نقل، برج میلاد دارای شرایط بسیار مطلوب و استثنایی است.این مجموعه در میان چهار بزرگراه اصلی تهران یعنی بزرگراه‌های همت، چمران، حکیم و شیخ فضل‌الله نوری قرار دارد، همچنین ایستگاه خط 7 مترو برای آن پیش‌بینی شده‌است.

برج میلاد با هدف احداث سازه‌ای به یاد ماندنی و به عنوان نمادی برای شهر تهران و به منظور رفع نیازهای مخابراتی و تلویزیونی تهران ساخته شده‌است.

کارکردهای عمده این برج به شرح زیر است:

 ایجاد و گسترش شبکه دسترسی بدون سیم

 ایجاد زیرساخت مناسب برای سیستم‌های جدید تلویزیونی

 بهینه‌سازی پوشش رادیو و تلویزیونی

 کاربری‌های هواشناسی و کنترل ترافیک

 گسترش و بهینه‌سازی پوشش شبکه‌های بی‌سیم و پی‌جو

 ایجاد جاذبه گردشگری و بهره‌مندی از فضاهای گردشگری، تجاری و فرهنگی،رستوران گردان، رستوران ویژه ،سکوی دیدباز و بسته، رواق های هنری، گنبد آسمان، موزه مشاهیر ایران،موزه سکه ،فوت کرت ،واحد های تجاری ،فضاهای نمایشگاهی در ساختمان برج و امکاناتی چون مرکز همایش های بین‌المللی با 15 سالن مختلف ، پارک دولفین ها ،پیست دوچرخه سواری ،پینت بال،سینمای شش بعدی ،سینما،لیزریوم،رستوران سنتی ،رستوران محیطی و ...

 در ۲۵ شهریور ۱۳۸۷، دوازدهمین جشن سینمای ایران با حضور ۵ هزار نفر در پای برج میلاد بر‌گزار شد. در ۲۳ و ۲۴ آبان مسابقات بین‌المللی قرآن تهران و در ۲۹ و ۳۰ آبان نیز همایش شهرداران کلانشهرهای آسیا در این برج بر‌گزار شد. تالار این برج اغلب اوقات به خصوص روزهای پایان هفته میزبان اجراهای هنرمندان ایرانی است.

بخش پایینی برج
 
نمای گرفته شده از پایین برج
 
 
 
 
 
 

تهران شناسی
نویسنده : شهزاد | ساعت 17:51 روز پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393
| لینک ثابت

  برج آزادی تهران

تاریخچه برج آزادی به سال ۱۳۴۵ خورشیدی برمی‌گردد. در این سال طرح یک نماد شناسایی ایران میان معماران ایرانی به مسابقه گذاشته شد و در پایان طرح مهندس حسین امانت بیست و چهار ساله و دانش‌آموخته دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران برنده و برای ساخت برگزیده شد. عملیات ساخت برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ خورشیدی آغاز شد و پس از بیست و هشت ماه کار، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید. در جشن گشایش این برج که در سمت غرب شهر تهران جای دارد، محمدرضا شاه پهلوی و همسرش شهبانو فرح پهلوی حضور داشتند و منشور حقوق بشر کوروش بزرگ (نخستین نوشته حقوق بشر از کوروش کبیر، پادشاه هخامنشی) برای نخستین بار در این مکان پرده‌برداری شد. در کوران انقلاب ایران (۱۳۵۷) اجتماعاتی در این میدان برپا می‌شد و پس از پیروزی انقلاب نیز برنامه پیشواز از آیت‌الله خمینی در بازگشت از پاریس به تهران در این میدان انجام شد و نام آن نیز از میدان شهیاد به میدان آزادی تغییر داده شد.

معماری برج آزادی تلفیقی از معماری دوران هخامنشی، ساسانی و دوره اسلامی است. این بنای سه طبقه دارای چهار آسانسور و دو راه پله و ۲۸۶ پلکان است. در محوطه زیرین آزادی چندین سالن نمایش، نگارخانه، کتابخانه، موزه و... قرار دارد. طول این بنا ۶۳ متر، ارتفاع آن از سطح زمین ۴۵ و ارتفاع از کف موزه ۵ متر است. گفته می‌شود در ساخت برج آزادی چهل و شش هزار قطعه سنگ بریده و پرداخت شده به کار رفته‌است.حسین امانت می‌گوید: «این بنا به گذشته‌های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می‌خواستم جمع بندی خودم از اینها را در آزادی ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می‌آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می‌شود. در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته‌است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می‌زند. رسمی سازیهایی که بین این دو قوس را پر می‌کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته‌ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می‌روید، یک چیز تازه‌ای می‌بینید. در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده‌اند و این کار را با کمک رسمی بندی‌ها و مقرنس کاری‌های بسیار زیبا انجام داده‌اند. در برج آزادی هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می‌چرخد و ۱۶ ضلعی می‌شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می‌گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی‌بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده‌است.»

«دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می‌رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه‌ای اجرا می‌کند و ارتفاع آن از بام آزادی بیرون می‌زند و از بام دیده می‌شود که با کاشیهای فیروزه‌ای معرق ایرانی پوشیده شده‌است. مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود. این بنا سنگ‌هایی دارد که در قسمت پایین برج ۳٫۲ متر طول و ۱٫۶ متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشان است. این سنگ‌ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبیده‌اند و پشت آنها یک سطح خشن است که روی آن نلغزند. ولی هر سنگی کنار سنگ دیگر با یک ماده قابل انعطاف بندکشی شده‌است. چیزی شبیه به لاستیک که قابل انعطاف است.»

نقش‌های داخلی برج، تلفیقی از سنت و مدرنیسم است به خصوص سقف طبقه دوم. در ورودی برج، هریک از لنگه‌های سنگی درها، حدود ۵/۳تن وزن دارد. جنس این سنگ‌ها از گرانیت است. برج دو آسانسور دارد که از دیواره‌های برج بالا می‌روند. آسانسور اول دو طبقه را طی می‌کند و به سقف سیمانی می‌رسد سپس از آسانسور دوم استفاده می‌شود. هیچ یک از سقف‌ها بسته نیستند و همه آنها به فضای بالاتر راه می‌یابند.به گفته حسین امانت: «نقوشی که در میدان هست و باغچه‌ها و گل کاری‌ها را شکل می‌دهد، از طرح داخلی گنبد مسجد شیخ لطف الله اصفهان الهام گرفته شده؛ منتها هندسه دایره گنبد تبدیل به بیضی شده‌است. روابط لگاریتمی جالبی در هندسه و ابعاد گنبد مسجد شیخ لطف الله هست که دانش عمیق ریاضی معماران ایران در دوره‌های گذشته را نشان می‌دهد. طرح آب نما و فواره‌ها هم ملهم از باغ‌های ایرانی است. همین طور شیب میدان با دقت و به منظور خاصی طراحی شده، حد ارتفاع برج آزادی ۴۵ متر است؛ چون نزدیک فرودگاه مهرآباد قرار گرفته و نمی‌شود بلندتر از این ساخت. ولی من می‌خواستم وقتی به بنا نزدیک می‌شوید به طرف بالا بروید، در حالی که بالا بردن بنا ممکن نبود. ما برای این که مشکل ارتفاع را حل کنیم، یک سرازیری در میدان بوجود آوردیم. یعنی شما از طرف فرودگاه که وارد میدان می‌شوید به شکل سرازیر به برج نزدیک می‌شوید و می‌رسید به آن آب نمای دایره شکل و وقتی به بنا نزدیک می‌شوید، دوباره بالا می‌آیید. زمین زیر برج کاملا صاف است. این صافی و آن شیب میدان وقتی به هم می‌رسند، خط‌های قوسی جالبی را ایجاد می‌کنند.» نگاره یادبود (برج) شهیاد آریامهر در پشت اسکناس ۲۰۰ ریالی پهلوی دوم بود که گروهی از روحانیان پس از چاپ این اسکناس ستاره‌های در کنار یادبود شهیاد آریامهر را به ستاره داوود که شبیه به ستاره پرچم اسراییل است نسبت دادند که در پایان سبب تغییری در ستاره پشت اسکناس شد.

Azadi Monument.jpg 


تهران شناسی
نویسنده : شهزاد | ساعت 16:21 روز پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393
| لینک ثابت

  تاریخچه چای در ایران

از اوایل قرن بیستم چایکاری در کشورهای ایران و ترکیه آغاز شد. قبل از سال ۱۲۸۰ هجری شمسی، کشت چای در ایران رواج نداشت و ایرانیان قدیم به جای چای، قهوه می‌نوشیدند. به همین دلیل چایخانه‌های امروزی همان نام سنتی خود یعنی قهوه خانه را حفظ کردند. در سال ۱۲۸۰ هجری شمسی مطابق با سال ۱۹۰۱ میلادی به علت علاقه دولت وقت ایران به کشت چای در کشور به مرحوم شاهزاده حاج‌محمدمیرزا کاشف‌السلطنه چایکار که در آن زمان ژنرال کنسول ایران در هند بود ماموریت داده شد تا چگونگی کشت و کار چای و اصول چایسازی را بیاموزد. مرحوم چایکار پس از مدت‌ها کار و تلاش روی مزارع چای در هند (حدود یکسال و نیم) موفق شد اصول و فنون چایکاری را بیاموزد. پس از آن با موافقت دولت‌وقت هند دو هزار نهال را به ایران آورد بعد از مدت‌ها تلاش و تحقیق و بررسی بهترین محل کشت آن را شهرستان لاهیجان شناخت.

پس از آن، مرحوم چایکار با مشقات زیاد قطعه زمینی به مساحت حدود شش جریب در اطراف لاهیجان و همچنین مقداری زمین در اطراف تنکابن یافت و شروع به کشت چای در این دو قطعه اراضی کرد که خوشبختانه از آنها چای معطر به دست آورد. مرحوم چایکار اولین شخصی بود که در ایران به کاشت این گیاه و تهیه چای خشک اقدام کرد. او بار دیگر در سن ۶۵ سالگی عازم هند و چین و ژاپن شد و متخصصینی به نام‌های دیلونگزی، فونچین و موچین را به استخدام دولت ایران درآورد تا چایکاری و چایسازی را به ایرانیان بیاموزند ولی متاسفانه، کاشف‌السلطنه در مراجعت از این سفر در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی روز دوشنبه ۳۱ فروردین‌ماه در نزدیکی بوشهر با اتومبیل شخصی خود به دره پرت و کشته شد.

هم‌اکنون آرامگاه این مرد که اکثر عمر خود را صرف کشت چای و ترویج آن در ایران نمود بنا به وصیتش در شهر لاهیجان روی تپه‌ای به مساحت هزار متر مربع در قسمت جنوب‌غربی لاهیجان واقع شده است. پس از کشت چای در لاهیجان، کشت این گیاه در سایر شهرهای شمالی از قبیل لنگرود، سیاهکل، املش، رودسر، تنکابن، رامسر و برخی از شهرهای دیگر شمالی رواج یافت.در سال ۱۳۰۹ سطح زیر کشت چای به ۱۰۰ هکتار رسید و در این سال اولین باغ کشاورزی در تنکابن تاسیس شد. سپس در سال ۱۳۳۰ سطح زیر کشت آن به ۱۰۲۸۱ هکتار رسید.

کشت چای بیرون از مرزهای ایران از دوره یانگ‌تسه آغاز شد و سپس از آنجا به طرف سواحل اقیانوس آرام و آنگاه به طرف جزایر ژاپن کشیده شده است، پس از آن نیز از سمت جنوب و غرب کشت چای توسعه یافته و سپس به هندوستان، هندوچین و جزایر اندونزی رسیده است. تا مدت‌ها کشت و تولید چای تنها به کشور چین اختصاص داشت و دیگر کشورها از وجود این گیاه و مصارف آن اطلاع چندانی نداشتند. در زمان‌های بسیار کهن کاهن‌های بودایی برای خواندن دعای بیشتر و درمان بیماری‌ها از چای به عنوان یک عامل تقلیل‌دهنده خواب استفاده می‌کردند که البته کشت اولیه چای نیز در این معابد انجام گرفته است.

 


تاریخچه
نویسنده : شهزاد | ساعت 18:44 روز پنجشنبه هفدهم بهمن 1392
| لینک ثابت

  علی‌رضا پهلوی (یکم)

علی‌رضا پهلوی پنجمین فرزند و دومین پسر و آخرین فرزند رضا شاه پهلوی و تاج‌الملوک آیرملو و برادر تنی محمدرضا شاه پهلوی در ۱۲ فروردین سال ۱۳۰۱ هجری شمسی به دنیا آمد.مدتی در تهران و لوزان سوییس تحصیل کرد و در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۱۵ به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد. او در سال ۱۳۲۰ از این دانشکده فارغ التحصیل شد و به همراه پدر به تبعیدگاهش در سن موریس رفت و تا زمان مرگ در کنار او بود.او در سال ۱۳۲۳ وارد ارتش فرانسه شد و تا سال ۱۳۲۶ در آنجا خدمت کرد و سپس به ایران بازگشت. علیرضا در ایام خدمت در فرانسه با دختری لهستانی تبار به نام کریستیان شولوسکی ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام علی پاتریک پهلوی شد، ولی دربار ایران این ازدواج را به رسمیت نشناخت و بنابراین همسر و فرزند شاهپور علیرضا در پاریس زندگی می‌کردند.در ۳۰ آبان ۱۳۳۲ علی‌رضا پهلوی به سمت ریاست انجمن ورزشی ارتش منصوب گردید.

علی‌رضا پهلوی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن شاه و ثریا اسفندیاری) بر سر زبان‌ها بود، در یک سانحهٔ هوائی کشته شد. جنازه او در کنار جسد مومیائی پدرش رضا شاه که از آفریقا آورده شده بود، در آرامگاهی در شهر ری به خاک سپرده شد. این مقبره پس از انقلاب تخریب و جنازه افراد دفن شده در آن مانند ارتشبد زاهدی و دیگران به جز جنازه رضا شاه که هیچ گاه یافته نشد، نبش قبر گردید. وی در کوه‌های اطراف روستایی در استان مازندران به نام لاشک سقوط کرد و جان خود را از دست داد.پس از مرگ وی، پسرش علی پاتریک را به ایران آوردند و تحت سرپرستی دربار قرار دادند. علی که عمویش محمدرضا پهلوی را بانی مرگ پدرش می‌دانست، به حرکات مسلحانه روی آورد. پس از اینکه دوستان همفکرش کاترین عدل (دختر پروفسور یحیی عدل) و همسر وی بهمن حجت در در درگیری با ساواک کشته شدند، او نیز مدتی زندانی شد ولی با پا در میانی مادر بزرگش تاج‌الملوک آیرملو آزاد و به کلاله تبعید شد. او پنج سال پس از انقلاب به آمریکا رفت و در همانجا ماندگار شد.

Prince ali reza Pahlavi.jpg  

 


شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 22:30 روز جمعه یازدهم بهمن 1392
| لینک ثابت

  اشرف پهلوی

اشرف‌الملوک پهلوی (۱۲۹۸ تهران) مشهور به اشرف پهلوی فرزند رضاشاه پهلوی و تاج الملوک آیرملو است. وی همچنین خواهر دوقلوی محمدرضا پهلوی می‌باشد. نام وی در زمان تولد «زهرا» بود که بعدها به «اشرف‌الملوک» و «اشرف» تغییر یافت.وی در سال ۱۲۹۸ ه. ش هم‌زمان با برادرش محمدرضا از زن دوم رضا شاه تاج‌الملوک آیرملو زاده شد. او پس اتمام تحصیلات رایج آن زمان و رسیدن به سن رشد، بنا به توصیه پدرش رضا شاه پهلوی با علی قوام پسر قوام‌الملک شیرازی ازدواج کرد که به طلاق انجامید. ثمره آن هم پسری بنام شهرام پهلوی‌نیا بود.

وقتی رضا شاه مجبور به ترک ایران شد، اشرف در آخرین دیدار با پدر مأموریت یافت تا یاور و همدم برادرش محمدرضا پهلوی باشد.دومین ازدواج او با احمد شفیق، خواهر زاده ملک فاروق پادشاه مصر بود که ثمره آن هم دو فرزند به نامهای شهریار شفیق و آزاده شفیق بود.وی در دوران نخست وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. قبل از کودتای ۲۸ مرداد با نام «بانو شفیق» وارد تهران شد.

بعد از مدتی ازدواج او با شفیق به طلاق انجامید (احمد شفیق مدتی رئیس کل شرکت هواپیمائی کشور می‌شود و بعدها به تجارت می‌پردازد و مدتی بعد بر اثر سرطان فوت می‌شود). اشرف بعد از سال ۴۰ با جوان تحصیل کرده‌ای به نام مهدی بوشهری پور در پاریس ازدواج می‌کند.اشرف پهلوی نماینده ایران در چند سازمان بین‌المللی بود و در طول حکومت برادرش با بسیاری از سیاست‌مداران از جمله بوتو، جواهر لعل نهرو، گاندی، استالین، مارشال تیتو، هایلا سلاسی، جان اف کندی، چائوشسکو و سوهارتو دیدار داشت.اشرف بخاطر نوع شخصیت و دخالتش در سیاست ایران و دست داشتن در معاملات مالی و اقتصادی و نیز زندگی خصوصی جنجال‌برانگیزش مورد مخالفت شدید مخالفان حکومت پهلوی و انتقاد شدید دکتر محمد مصدق قرار داشت.

اشرف پهلوی کتاب خاطرات خود را به نام چهره‌ها در آینه منتشر کرد و تا کنون کتاب‌ها و مقالات متعددی در مورد او به رشته تحریر درآمده است که از آن جمله می‌توان از کتاب این سه زن اثر مسعود بهنود نام برد.او یکی از سه زنی است که از سال ۱۹۴۸ تا کنون ریاست کمیسیون سالانه حقوق بشر سامان ملل متحد را بر عهده داشته است. اشرف پهلوی از دانشگاه برندایس در سال ۱۹۷۰ دکترای افتخاری حقوق دریافت نمود.

فرزندان اشرف پهلوی

شهرام پهلوی‌نیا (قوام) که تحصیلات خود را در آمریکا به پایان برد و به تجارت پرداخت و با نیلوفر افشار ازدواج کرد - شهریار شفیق بعد از گذراندن تحصیلات نظامی در آمریکا فرمانده یگان هاورگراف در بندرعباس شد و با مریم اقبال (دختر دکتر منوچهر اقبال) ازدواج کرد - آزاده شفیق

Young Ashraf Pahlavi.jpg 

اشرف و همسر دومش
 

شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 22:5 روز جمعه یازدهم بهمن 1392
| لینک ثابت

  شمس پهلوی

شمس (خدیجه) پهلوی (۱۲۹۶ - ۱۰ اسفند ۱۳۷۴) دومین و بزرگ‌ترین فرزند رضا شاه از ملکه تاج‌الملوک آیرملو و خواهر ارشد محمدرضا شاه پهلوی بود.او پس از سپری کردن تحصیلات رایج در آن زمان، با فریدون جم فرزند مدیرالملک جم (وزیر و نخست وزیر دوره قاجار و پهلوی) ازدواج کرد. لیکن پس از کناره‌گیری رضا شاه از سلطنت، از همسرش جدا شد و چندی بعد در سال ۱۳۲۲ با عزت‌الله مین‌باشیان که هنرمند بود آشنا شد و در سال ۱۳۲۴ در قاهره با او ازدواج کرد. همسر جدید او نام و نام خانوادگی خود را به مهرداد پهلبد تغییر داد. مهرداد پهلبد پس از چندی در سال ۱۳۴۳ به وزارت فرهنگ و هنر منصوب گردید و به مدت ۱۵ سال یعنی تا زمان انقلاب ایران (۱۳۵۷) ۱۳۵۷ در این سمت باقی‌ماند. او کاتولیکی با ایمان شده بود، در تجمل می زیست و در سیاست دخالتی نمی کرد. ثمره ازدواج شمس و عزت‌الله سه فرزند به نام‌های شهباز، شهیار و شهرآزاد پهلبد بود.

او در کاخی در مهرشهر کرج به نام کاخ مروارید زندگی می‌کرد. این کاخ یکی از نمونه‌های برتر هنر معماری در ایران است، و توسط موسسه رایت آمریکا ساخته شده است. شمس پهلوی در دربار به نام «مهر» مشهور بود. نام «مهرداد» برای شوهرش و نام «مهرشهر» در کرج از لقب او گرفته شده است. با بالا گرفتن شعله‌های انقلاب ایران (۱۳۵۷)، شمس و خانواده‌اش در شهریور ماه سال ۱۳۵۷ کشور را ترک کردند و چندی بعد در کشور ترینیداد و توباگو در منطقه کارائیب ساکن شدند. وی ریاست کانون بانوان ایران را که در اردیبهشت سال ۱۳۱۴ توسط رضاشاه برای پیشبرد و اجرای اهداف خود درخصوص کشف حجاب ایجاد شده بود، بر عهده داشت. شمس پهلوی در ۱۰ اسفند ۱۳۷۴ در سن ۷۸ سالگی درگذشت. وی در شهر سانتاباربارا به خاک سپرده شد.

شمس پهلوی.jpg     

شمس پهلوی در وسط، محمدظاهرشاه، پادشاه وقت افغانستان و همسرش در طرفین.۲۸ شهریور ۱۳۴۲ تهران
 
 کاخ شمس-مهرشهر
 
 

 


شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 21:21 روز جمعه یازدهم بهمن 1392
| لینک ثابت

  لیلا پهلوی

لیلا پهلوی (۷ فروردین ۱۳۴۹ - ۲۰ خرداد ۱۳۸۰) کوچک‌ترین فرزند محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران و فرح دیبا بود. لیلا پهلوی در تهران به دنیا آمد. وی کوچک‌ترین خواهر رضا پهلوی، علی‌رضا پهلوی، فرحناز پهلوی و خواهر ناتنی شهناز پهلوی بود.با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران و در حالی که لیلا تنها ۸ سال داشت، مجبور به ترک ایران به همراه خانواده‌اش و زندگی در تبعید شد.لیلا پهلوی پس از پایان تحصیلات دوران ابتدایی، تحصیلات عالی خود را در آمریکا و در دانشگاه براون در رشته ادبیات تطبیقی با گرایش زبان آلمانی و فلسفه اسکاندیناویایی به اتمام رساند.لیلا پهلوی زبان‌های فارسی، انگلیسی و فرانسوی را روان صحبت می‌کرد. وی به رباعیات عمر خیام علاقه داشت و حتی به ترجمه اشعار رومی به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی اشتغال داشت. او به فرهنگ ایران، از جمله شعر و ادبیات و هنر ایران علاقه‌مند بود و برخی آثار هنری ایرانی را گردآوری می‌کرد. لیلا پهلوی همچنین از حمایت‌کنندگان مالی دانشنامه ایرانیکا بود.

لیلا پهلوی، یک سال قبل از مرگش در مصاحبه‌ای با یک مجله اسپانیایی در مورد علاقه‌اش به ایران و فرهنگ ایرانی گفته بود: «من تقریبا همه زندگیم را در خارج سپری کرده‌ام، اما هم‌چنان ایرانی مانده‌ام، گویی هیچ‌گاه از کشورم دور نبوده‌ام».لیلا پهلوی در تبعید شاهد مرگ پدرش و حوادثی بود که برای خانواده‌اش در سال‌های اولیه انقلاب ایران پیش آمد. خاطرات تلخ از رویدادهای تلخ زندگی‌اش وی را به بیماری افسردگی مبتلا کرد.در سن ۳۱ سالگی، در اتاقش در هتل لئونارد واقع در مرکز شهر لندن، با مصرف بیش از اندازهٔ قرص‌های خواب‌آور خودکشی کرد. علت مرگ وی خودکشی با مصرف حدود ۲۷۰ قرص خواب‌آور شناخته شد. وی در زمان مرگ ۳۱ سال داشت و مجرد بود.در تاریخ ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۱ میلادی، لیلا پهلوی در کنار مدفن مادربزرگش فریده قطبی در گورستان پاسی در شهر پاریس دفن شد. در مراسم تدفین وی بسیاری از اعضای خاندان پهلوی و عدهٔ زیادی از ایرانیان تبعیدی شرکت داشتند.تئاتری پیرامون زندگی و مرگ او با عنوان «آوای آواره» به کارگردانی سید جواد روشن در سال ۱۳۸۷ در ایران اجرا شد.

 


شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 0:43 روز شنبه هجدهم آبان 1392
| لینک ثابت

  علیرضا پهلوی (دوم)

علی‌رضا پهلوی (۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ در تهران - ۱۴ دی ۱۳۸۹) فرزند سوم محمدرضا پهلوی و فرح دیبا بود. پدر و مادرش، نامش را از عمویش علی‌رضا پهلوی اول گرفتند.علی‌رضا پهلوی با وقوع انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به همراه خانواده‌اش ایران را ترک کرد و در خارج از کشور به تحصیل و زندگی پرداخت. او در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۸۹ خورشیدی، در منزل شخصی‌اش در خیابان نیوتون غربی در بوستون آمریکا خود کشی کرد. شش ماه پس از مرگش رسانه‌ها اعلام نمودند فرزند دختر بجا مانده از وی متولد شد.علی‌رضا پهلوی، بنابر قانون اساسی مشروطه، نفر دوّم به تاج شاهنشاهی خاندان پهلوی پس از برادر بزرگ‌ترش رضا پهلوی بود. علی‌رضا پهلوی تا قبل از انقلاب ایران به دبستان رازی تهران و مدرسه دربار رفته‌بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به دبیرستان سنت دیوید در شهر نیویورک و سپس دبیرستان گری لاک ریجینال در شهر ویلیامز تاوون، ایالت ماساچوست رفت.

وی در سال ۱۳۶۷ از دانشگاه پرینستون موفق به کسب مدرک کارشناسی در رشته موسیقی و سپس موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد در رشته ایران‌شناسی پیش از اسلام از دانشگاه کلمبیا شد و سپس در رشته زبان‌های باستانی ایران و فلسفه در دانشگاه هاروارد، برای کسب مدرک دکترا به مطالعه پرداخت.احسان یارشاطر، جیمز راسل، حمید دباشی و اکتور شروو از جمله اساتید ایران‌شناس علی‌رضا پهلوی در دانشگاه‌های کلمبیا و هاروارد بودند. تز دکترای علی‌رضا پهلوی، متنی به زبان پهلوی به نام «مینوی خرد» نام داشت. علی‌رضا پهلوی به تحقیق و مطالعه بخصوص در مورد تاریخ باستانی ایران علاقه داشت. او هم‌چنین به شعر کهن فارسی و ادبیات معاصر ایران علاقه‌مند بود. از دیگر علایق علی‌رضا پهلوی، چتربازی، پرواز و غواصی عنوان شده‌است.

به گفته فرهنگ مهر، رئیس دانشگاه پهلوی و از نزدیکان علیرضا پهلوی، وی «ردیف‌های موسیقی ایرانی را خوب می‌دانست و در تنهایی فلوت می‌نواخت» در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۸۹ خورشیدی، برابر با ۴ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی، علی‌رضا پهلوی در منزل شخصی‌اش در خیابان نیوتون غربی در محله سات اِند بوستون، به ضرب گلوله، به زندگی خود پایان داد. زمانی که انقلاب ۱۳۵۷ ایران روی داد، علی‌رضا ۱۲ سال داشت. عدم امکان بازگشتش به کشور، آوارگی خانواده و بیماری و مرگ پدرش که به او وابستگی عاطفی عمیقی داشت، توهین‌ها و ناسزاهای نسبت به خانواده‌اش و مرگ خواهرش لیلا، او را دچار «افسردگی شدیدی» کرد و هرگز نتوانست از آن رهایی یابد.وی در هنگام مرگ ۴۴ سال داشت. علی‌رضا پهلوی وصیت کرده‌بود تا جسدش سوزانده شود و خاکسترش در دریای خزر ریخته‌شود.رضا پهلوی، برادر ارشد علی‌رضا، خودکشی او را «نتیجه فاجعه‌بار» ابتلا به «بیماری افسردگی» توصیف کرد. وی عنوان کرد که علی‌رضا سال‌ها با بیماری افسردگی دست به گریبان بوده؛ در حالی‌که هم‌زمان به تحصیل و تحقیق در زمینه زبان‌شناسی و تمدن و فرهنگ باستانی ایران ادامه می‌داده‌است.

مراسم یادبودی در ایالات متحده در تاریخ ۲۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی، در «استرث‌مور موزیکال سنتر» در بتزدا، ایالت مریلند برگزار شد. در این مراسم اعضای خانواده پهلوی از جمله فرح پهلوی، رضا پهلوی، فرحناز پهلوی و یاسمین اعتماد امینی و عده‌ای از شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و هنری و صدها تن از ایرانیان شرکت داشتند.در اوت ۲۰۱۱ تولد فرزند علیرضا پهلوی و رها دیده‌ور به نام «ایریانا لیلا» در آمریکا اعلام شد. در پنجم اوت ۲۰۱۱ رضا پهلوی (ولیعهد پیشین ایران) این موضوع را در بیانیه‌ای تایید کرد.کمک هزینهٔ تحصیلی بنیاد شاهپور علیرضا در زمینهٔ «مطالعات ایران باستان» در دانشگاه هاروارد در جهت برقرار ساختن کمک‌هزینه تحصیلی سالیانه برای دانشجویان ایرانی و یا ایرانی‌تبار به یاد علیرضا پهلوی که خود از دانش‌آموختگان رشته ایران‌شناسی دانشگاه هاروارد بود، توسط فرح پهلوی تاسیس گردید.

AliRezaPahlavi.jpg


شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 23:35 روز یکشنبه دهم شهریور 1392
| لینک ثابت

  فرحناز پهلوی

شاه‌دُخت فرحناز پهلوی زادهٔ ۲۲ اسفند ۱۳۴۱ سومین فرزند محمدرضا پهلوی آخرین پادشاه ایران و دومین فرزند فرح دیبا همچنین دومین دختر محمدرضا پهلوی است. او تحصیلات خود را در ایران و در مدرسهٔ ویژهٔ نیاوران در تهران انجام داد ولی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران در نوجوانی به همراه خانواده خود از کشور خارج شد و سپس در اوایل دههٔ ۸۰ به کالج آمریکایی قاهره در کشور مصر رفت و بعدها به ایالات متحده رفت و یک سال در کالج بنینگتون در ورمونت تحصیل کرد. او سپس به دانشگاه کلمبیا رفت و تحصیلات خود را ادامه داد و به درجه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی اطفال دست یافت. او خواهر تنی رضا پهلوی، علی‌رضا و لیلا پهلوی است. وی در حال حاضر در شهر نیویورک زندگی می‌کند.


شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 22:21 روز یکشنبه دهم شهریور 1392
| لینک ثابت

  رضا پهلوی (دوم)

رضا پهلوی (زادهٔ ۹ آبان ۱۳۳۹ در تهران) آخرین ولیعهد رژیم سابق ایران است. او فرزند محمدرضا پهلوی و فرح دیبا است. در سن ۷ سالگی، تاج ولیعهدی را بر سر او نهادند و با این کار، او رسماً بر اساس قانون اساسی سابق ولیعهد ایران شد. از زمان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، و خلع پدر او از سلطنت، رضا پهلوی مجبور به زندگی در خارج از ایران است. از آنجایی که شاه ایران، در پی دو ازدواج قبلیش، نتوانسته بود مطابق قانون اساسی فرزند پسر و ولیعهد مورد نیاز برای نهادینه کردن سلطنت در ایران را به بار آورد، تولد رضا پهلوی برای دربار سلطنتی ایران اتفاق بسیار مهمی تلقی می‌شد و سالروز تولد او تا پایان دوره پهلوی توسط حکومت وقت گرامی داشته می‌شد.

رضا پهلوی هم‌چنین پدرخوانده غیر رسمی لوئیز، نوه آلبرت دوم پادشاه بلژیک است. رضا پهلوی در روز ۲۲ خرداد ۱۳۶۵ با دختری ایرانی به نام یاسمین اعتماد امینی ازدواج کرد و اکنون صاحب سه دختر از او به نام‌های نور (۱۴ فروردین ۱۳۷۱)، ایمان (۲۱ شهریور ۱۳۷۲) و فرح (۲۷ دی ۱۳۸۲) است.

رضا پهلوی فقط شش سال داشت که به کاخ اختصاصی خود راه یافت. کاخ وی، بنای قدیمی و کوچک کوشک احمدشاهی واقع در مجموعه باغ نیاوران بود که پیش از نقل مکان رضا پهلوی کاملاً بازسازی شد. در آن جا وی تحت نظر یک معلم فرانسوی به نام مادمازل ژوئل فوبه قرار گرفت و چند نفر از آجودان‌های شاه سابق نیز به انجام امور مختلف وی گمارده شدند. هنگامی که رضا پهلوی به سیزده‌سالگی رسید، محمدرضا پهلوی شخصاً پرواز را به او آموخت. در جریان انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، رضا پهلوی ۱۸ سال داشت و به تازگی موفق به اخذ دیپلم متوسطه شده بود و در حال انجام دوره آموزش پرواز جنگنده در ایالات متحده بود. با وقوع انقلاب، رضا پهلوی دیگر نتوانست به ایران بازگردد.در آمریکا او به تحصیل در رشته خلبانی هواپیمای جنگنده پرداخت.پس از درگذشت محمدرضا پهلوی در رشته علوم سیاسی از دانشگاه جنوب کالیفرنیا در آمریکا،به تحصیل پرداخت و مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم سیاسی دریافت کرد. وی همچنین حرفه عکاسی را به طور تخصصی آموخت و هنوز آن را به شکل ذوقی دنبال می‌نماید. او در آغاز جنگ ایران و عراق طی نامه‌ای به نیروی هوایی ایران، پیشنهاد کرد تا به عنوان خلبان جنگنده در جنگ ایران و عراق شرکت کند، که این تقاضا توسط مقامات وقت ایران بی‌پاسخ ماند. رضا پهلوی، فعالیت‌های سیاسی خود را بلافاصله پس از مرگ پدرش آغاز نمود. او مدتی به مراکش رفت. سپس در سال ۱۹۸۴ به آمریکا عزیمت کرد. رضا پهلوی به عنوان یکی از رهبران اپوزیسیون ایران شناخته می‌شود.او با کمک مالی به رادیو نجات ایران (در قاهره) شروع به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران کرد.

رضا پهلوی در کتابی که در سال ۲۰۰۲ با نام نسیم دگرگونی و به زبان انگلیسی منتشر کرد . سایر کتاب‌های وی میثاق با مردم و آزادی برای هم‌میهنانم نام دارند که هر دو به فارسی نیز برگردانده شده‌اند.همچنین در سال ۲۰۰۹ میلادی، کتابی از رضا پهلوی به نام ساعت انتخاب به زبان فرانسه منتشر شد.

 

 


شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 18:38 روز یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392
| لینک ثابت