به نام خدا
ایران بانو
تاریخی
|
دلاور زند (زندگی پرماجرای لطفعلی خان)
نویسنده:نصرت نظمی
یکی از چهره های پر افتخار تاریخ ایران،لطفعلی خان زند می باشد.وی
که نوه دلیروشجاع کریمخان بود ،زندگی پر ماجرا و سراسر ناکامی داشت.در این کتاب
سعی شده حقایق تاریخی در قالب یک داستان مهیج و شیرین که شامل دوران جوانی و سلطنت
کوتاه ،ناکامیهای پی در پی این شاهزاده شجاع است،تقدیم شیفتگان تاریخ ایران گردد.
نویسنده : شهزاد | ساعت 18:8 روز سه شنبه سوم اردیبهشت 1392
| لینک ثابت
لطفعلی خان زند
لطفعلی خان در سال ۱۱۴۸ خورشیدی در شیراز متولد شد. وی پسر جعفر خان زند و نوه صادق خان زند، برادر کریمخان میباشد. گفته اند که لطفعلی خان علاوه بر زیبایی، بسیار پر قدرت، راستگو، درستکار و شجاع بود. بسیاری او را بهترین شمشیر زن روزگار شرق می نامند. لطفعلی خان زند بسیار خدا دوست بود و هنگامی که که آغا محمدخان قاجار به او گفت بر او سجده کند پاسخ داد : من تنها به خدا سجده می کنم. آغامحمدخان لطفعلی خان را به تهران برد و پس از چندی دستور کشتنش را داد. مرگ وی را به روش خفه کردن نوشتهاند. پیکرش را در امامزاده زید در بازار قدیمی تهران به خاک سپردند.
(داستان ایستادگی لطفعلی خان در برابر خان قاجار )
لطفعلی خان را در حالیکه در نبرد با دشمنان زخمهای سختی بر بازو و پیشانی برداشته بود به کرمان نزد خان قاجار بردند. او که خون بسیاری را از دست داده بود با همان حال نزار در برابر آقامحمد خان ایستاد، بدو سلام نداد و تعظیم نکرد. آقامحمد خان نیز دستور داد که اصطبلبانانش وی را مورد تجاوز جنسی قرار دهند. فردای آن روز وی را دوباره پیش خان قاجار آوردند، در حالیکه نه هوشی در تن نداشت، آب بدو نداده بودند و وی را بر روی زمین میکشیدند. خان قاجار با نیشخند بدو گفت : «هان لطفعلی خان! هنوز هم غرور داری؟» واپسین شاه زند که دیگر توان سخن گفتن نداشت سرش را بالا برد و با پلنگ دیدگان بدو نگریست و گفت: «من از تو نمیترسم ای اخته فرومایه». این ایستادگی خان قاجار را به خشم آورد و دستور نابینا کردن او را داد.
هنگامی که لطفعلی خان از فارس دور شد آغامحمد خان در ذیحجه ۱۲۰۸ در شیراز بر تخت پادشاهی زندیان نشست و نخستین دستوری که داد ویران کردن برج و باروی شیراز بود که یادگار کریم خان بود.دستور دیگرش بیرون کشیدن استخوانهای کریم خان زند از آرامگاهش بود. وی استخوانهای نخستین زند را به تهران برد و دستور داد که در زیر پلههای کاخش جایی که همیشه از آن گذر میکرد خاک کنند تا همیشه بر آن پای نهد.این استخوانها تا پادشاهی رضاشاه پهلوی در همانجا ماند تا در زمان سلطنت وی آنها را با احترام از خاک بیرون آوردند و در جایی دیگر که به خلوت کریمخانی معروف است به خاک سپردند. سپس دستور بازداشت و به زورگیری داراییهای زندیان و وابستگان آنها را داد و آنگاه شاهزادگان و شاهدختان زندی را با خواری بسیار یکجا گرد آورده و به سوی استرآباد کوچاند. چنین مینماید که سرنوشت شومی بر آنها رفتهاست، از سرنوشت شاهدخت همسر لطفعلی خان زتدو پسران شهریار زند فتحالله خان و خسرومیرزا به دلیل سانسور دستگاه قاجار آگاهی درستی نداریم. آغامحمد خان همچنین مردم کرمان را نیز به گناه یاری دادن به لطفعلی خان جزای سختی داد، به فرمان او تمامی مردان کور و به نوامیس تجاوز و اموال غارت گردید.
غران نام اسب نامدار لطفعلی خان بود(بعلت رنگ سیاه اسب). نژاداین اسب نامشخص است که بارها جان ارباب خود را در نبردهای گوناگون رهانیده بود. این اسب تند و تیز سیاه رنگ بر پیشانیش لکهای سپید به مانند یک ستاره داشت. گریز لطفعلی خان از میان سپاه قاجار در رویداد تاختن بر کرمان تنها با یاری غران شدنی گردید و چنانکه پیشتر گفته شد او فاصله میان کرمان تا بم را در بیست و چهار ساعت پیمود. سرانجام هنگامی که در بم لطفعلی خان بر اسبش نشست تا از مهلکه بگریزد دشمنان پاهای پشت این اسب را بریدند، حیوان به زانو میافتد ولی سوارش که از سرنوشتش آگاه نبود او را هی کرد، اسب روی پای بریدهاش میایستد ولی از درد تاب نمیآورد و به زمین میافتد. دیدن صحنه قطع شدن پاهای غران شاه جوان را متاثر کرد.
میرزا مهدی لشکر نویس پیش از لطفعلی خان در دستگاه پدرش جعفرخان کار میکرد که به دلیل جرمی، جعفرخان دستور بریدن گوشهای او را داده بود. وی نیز هنگامی که جعفر خان ترور شد گوشهای سر بیجان ارباب پیشین خویش را برید. پس از پیروزی آغازین لطفعلی خان بر کشندگان پدر، میرزا مهدی بریدن گوش را انکار کرد و حاج ابراهیم نیز برای بخشش او پادرمیانی کرد. لطفعلی خان وی را بخشید و حتی برای وی پیشه و خلعتی هم در نظر گرفت. ولی در روزی که قرار بود خلعت را به او بدهد به آتشبیاری مادرش، میرزا مهدی را زنده در آتش انداخت و زیر قول خود زد و حاجی ابراهیم را نیز از خود رنجاند. بزرگترین لغزش لطفعلی خان اعتمادش به حاج ابراهیم بود. این مرد به شاه جوان خیانت کرد و دروازه شیراز را به روی او بست و خانواده و زن و بچه و داراییهای وی را دودستی به خان قاجار سپرد. حاج ابراهیم دارای نفوذ بسیار بود و خویشانش در جاهای گوناگون ایران از تهران تا اصفهان بر سر کارهای مهم بودند. وی از آغاز کار به نامهنگاری با قاجارها پرداخته بود و داستان میرزامهدی نیز وی را رنجاند و یکسره به دشمن زندیان پیوست.

شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 1:27 روز چهارشنبه هفتم فروردین 1392
| لینک ثابت
صیدمرادخان زند
صِیدمُرادخان زند هفتمین پادشاه دودمان زند ایران بود.صیدمرادخان زند که از ۱۱۶۷ تا ۱۱۶۸ خورشیدی (۱ سال) پادشاهی کرد جانشین جعفرخان زند بود.صیدمرادخان زند فرزند خدامرادخان بود.
بازار وکیل
مسجد وکیل
حمام وکیل
حمام وکیل
ارگ کریمخان
شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 17:52 روز سه شنبه ششم فروردین 1392
| لینک ثابت
علیمرادخان زند و جعفرخان زند
علیمرادخان زند پنجمین پادشاه دودمان زند ایران بود. وی که از ۱۱۶۱ تا ۱۱۶۴ خورشیدی (۳ سال) پادشاهی کرد جانشین صادقخان زند بود. علیمرادخان فرزند امراللهخان بود.
جعفر خان پسر صادقخان زند و پدر لطفعلیخان زند، ششمین پادشاه دودمان زند بود.او چندی فرمانروی بخشهایی از ایران مرکزی و جنوبی را در دست داشت و سرانجام در جنگ قدرت میان دودمان زند در شیراز و در حالی که بر تخت بیماری بود کشته شد. او را با وجود توانایی جنگی اش ترسو خوانده اند. وی واپسین فرمانروای زند پیش از پسرش بود.بعد از مرگ علی مراد خان به تخت نشست. عده ای ازمخالفانش از جمله صیدمراد خان زند؛ عم زاده علی مرادخان؛ شبانه بر سرش ریختند و او را کشتند و سرش را از دیوار ارگ شیراز به زیر انداختند.
شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 17:35 روز سه شنبه ششم فروردین 1392
| لینک ثابت
صادقخان زند
صادق خان برادر تنی کریم خان زند، چهارمین پادشاه دودمان زند و پدر بزرگ لطفعلی خان زند بود.وی در کرمان فرمانروایی به راه انداخته بود و دعوی پادشاهی داشت. با ترور زکی خان خود را به شیراز رساند و فرمانروایی را به دست گرفت. ولی از علیمرادخان شکست خورد و به قتل رسیدو به روایتی خودکشی کرد.وی که مردی دلاور بود پس از مرگ کریم خان و در جنگ قدرت میان خاندان زند در آغاز نابینا و چندی بعد کشته شد.
شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 16:6 روز سه شنبه ششم فروردین 1392
| لینک ثابت
ابوالفتحخان زند
ابوالفتحخان زند سومین پادشاه دودمان زند ایران بود.پادشاهی ابوالفتحخان در سال ۱۱۵۸ خورشیدی و فقط در حدود ۷۰ روز بود.ابوالفتحخان فرزند کریمخان زند و جانشین زکیخان بود.او مردی عیاش بود و به باده گساری معتاد شده بود. عموی وی صادقخان هر چه کوشید او را در خط اعتدال بیاندازد افاقه نکرد.
شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 16:3 روز سه شنبه ششم فروردین 1392
| لینک ثابت
زکیخان زند
زَکیخان زند دومین پادشاه دودمان زندیان ایران بود.زکیخان پسر عموی کریمخان زند و همچنین نابرادری او (از طرف مادر) بود. پدر زکیخان بداقخان نام داشت.او جانشین کریمخان زند بود و در سال ۱۱۵۸ خورشیدی تنها حدود ۱۰۰ روز پادشاهی کرد.
شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 15:56 روز سه شنبه ششم فروردین 1392
| لینک ثابت
کریمخان زند
کریمخان زَند (زادهٔ ۱۱۱۹ ه. ق در روستای پری (پیروز) از توابع بخش زند ملایر- درگذشتهٔ ۱۱۹۳ ه. ق در شیراز) فرمانروای ایران از ۱۱۷۹ تا ۱۱۹۳ ه. ق و بنیانگذار دودمان زندیه بود. وی در دوران اوج حکومت خود تقریباً بر تمام ایران حکومت میکرد اما از تاجگذاری خودداری و خود را وکیل الرعایا میخواند. وی پیش از به قدرت رسیدن رئیس طایفه زند و از فرماندهان سپاه نادرشاه بود. حکومت او دورهای آرام در تاریخ ایران به شمار میرود. وی اجازه داد تا بعضی از اقوام ساکن شمال ایران مستقل از حکومت باقی بمانند و یکی از همانها به نام طایفه قاجار با شکست لطفعلی خان زند دودمان زندیه را برانداختند. از آن نمونه مدارا با میر مهنا و خوانین بختیاری و مدیریت محلی او در مرکز و جنوب ایران و نیز قاجار در شمال ایران بود.
کریمخان توانست پس از فروپاشی حکومت نادرشاه افشار، تمام بخشهای مرکزی، شمالی، غربی و جنوبی ایران را تحت حکومت خود درآورد. همچنین برادر وی، صادقخان زند، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ه. ق. بصره را از امپراتوری عثمانی جدا کرده و به ایران پیوست نماید و از این طریق، نفوذ ایران را بر سراسر اروندرود، بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.
او را نیکوترین فرمانروا پس از حمله اعراب به ایران دانستهاند. کریمخان از طایفه زند بود. پدرش «ایناق خان» نام داشت و رئیس ایل بود. کریم خان در آغاز یکی از سربازان سپاه نادرشاه افشار بود که پس از مرگ نادر به ایلش پیوست. کم کم با سود بردن از جو به هم ریخته پس از مرگ نادر کریمخان نیرویی به هم زد و پس از چندی با دو خان از ایل بختیاری به نامهای ابوالفتح خان و علیمردان خان ائتلافی فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی میدانستند، به نام ابوتراب میرزا را به شاهی برگزیدند. در این اتحاد علیمردان خان نایبالسلطنه بود و ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان و کریمخان نیز سردسته سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان بختیاری، ابوالفتحخان بختیاری را کشت و بر دیگر همراهش کریمخان هم شورید ولی سرانجام پیروزی با کریمخان بود. چندی هم با محمد حسن خان قاجار دیگر مدعی پادشاهی ایران درگیر بود که سرانجام سربازانش محمد حسن خان را در حالی که رو به گریز بود کشتند. او بازمانده افغانهای شورشی را نیز یا تار و مار کرد و یا آرام نمود. سر انجام با لقب وکیل الرعایا (نماینده مردم) در ۱۷۵۰ به فرمانروایی بخش بزرگی از ایران به جز خراسان رسید که آن را به احترام نادرشاه در دست نوه او شاهرخمیرزا باقی گذاشت.
کریمخان هوشمند و باتدبیر بود و به آرامش و رفاه مردم اهمیت میداد و به دانشمندان ارج میگذاشت. وی کارخانههای چینیسازی و شیشهگری در ایران احداث کرد. صنایع و بازرگانی در دوره وی رونق فراوان یافت. با این وجود غربیان وی را «پادشاهی بزرگ» نمیدانستند چرا که در دورهٔ زمامداری او بهبیگانگان امتیازی داده نشد؛ البته او خود نیز چنین ادعایی نداشت و خود را وکیل الرعایا میخواند. کریمخان با توجه به پیشهاش که سرپرستی ایل بود از نزدیک با مشکلات مردم آشنا بود و سپس سپاهیگری آن هم در ارتش نادری، که درگیر جنگهای پیاپی بود به او نشان داد که بار جنگهای پیاپی به دوش خراج مردم است؛ پس، بیشتر آرامش و درگیر نکردن کشور در درگیریها را میپسندید تا مبادا آشوب و یا جنگی به کشور و مردم آسیب برساند.
تنها جنگ دوران فرمانروایی کریمخان، جنگ بصره و ستاندن این شهر از عثمانیان بود. او در این جنگ به دلیل بدرفتاریها و اخاذی از بازرگانان ایرانی توسط حاکم بصره درگیر شد. در زمان او بندر بوشهر مرکز تجارت و داد و ستد شد. کریم خان از انگلیسیها دل خوشی نداشت و همیشه میگفت که انگلیسیها میخواهند ایران را مانند هند کنند؛ بنابراین با دیگر کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و هلند به امور بازرگانی میپرداخت. کریم خان زند در نبردها فرماندهی سپاه را خود بر عهده داشت: (نبرد کریم خان زند-آزاد خان افغان)
در زمان کریمخان چند آشوب از جمله طغیان میرمهنا دزددریایی معروف خلیج فارس و شورش حسینقلی خان جهانسوز رخ داد اما در کل در زمان او مردم ایران روی آرامش دیدند. کریمخان زند شهر شیراز را پایتخت خود ساخت و بناهای بسیار زیبایی از خود در این شهر به یادگار گذاشت که از آن جمله میتوان به حمام وکیل، بازار وکیل، ارگ کریمخان و مسجد وکیل اشاره کرد.
کریمخان در ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۹۹ میلادی) درگذشت. فرزندان او هفت تن، چهار پسر و سه دختر بودند. پس از مرگش زکیخان زند به فرمانروایی رسید. وی در موزه پارس یا عمارت فرنگی واقع در روبروی زندان کریم خانی (ارگ کریم خانی) ضلع جنوبی مجاور حیاط هنرستان صنعتی نمازی شیراز به خاک سپرده شدهاست. پس از چیرگی آغامحمدخان قاجار بر شیراز، به دلیل کینه اش قبر وکیل الرعایا را شکافته و استخوانهای او را به تهران برد و در کاخش در مکانی بنام خلوت کریمخانی دفن کرد.

نگارهای از کریمخان زند
شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 11:27 روز دوشنبه سی ام بهمن 1391
| لینک ثابت
خورشید عالی قاپو (شاه عباس)
نویسنده:بهرام افراسیابی
در این کتاب تاریخی ،تا حدودی با شاه تهماسب_شاهزاده پری خانم صحنه گردان دربار صفوی بعد از شاه تهماسب _اوضاع بعد از مرگ شاه اسماعیل _سلطنت شاه عباس _روابط شاه عباس با دول خارجی و برادران شرلی _خصوصیات اخلاقی شاه عباس و توانایی های وی ،و در نهایت مرگ شاه عباس ،آشنا می شویم.
 سنگ قبر آرامگاه شاه عباس بزرگ صفوی؛ کاشان
معرفی کتاب
نویسنده : شهزاد | ساعت 22:8 روز سه شنبه هفدهم بهمن 1391
| لینک ثابت
ابراهیمشاه و شاهرخمیرزا
ابراهیمشاه سومین پادشاه دودمان افشاریان ایران بود.ابراهیمشاه تنها چند ماه در سال ۱۱۲۷ خورشیدی پادشاهی کرد.وی فرزند ابراهیمخان و برادرزاده نادر بود.که تمام حکومت خود را در استرآباد طی کرد. شاهرُخمیرزا یا شاهرخ افشار (۱۱۱۲ تا ۱۱۷۵) چهارمین پادشاه دودمان افشاریان ایران بود. وی بزرگترین فرزند رضاقلیمیرزا، ولیعد نادرشاه بود. شاهرخمیرزا که از ۱۱۲۷ تا ۱۱۲۹ خورشیدی (۲ سال) بر ایران پادشاهی کرد، جانشین ابراهیمشاه بود. همچنین شاهرخمیرزا از ۱۱۲۹ تا ۱۱۷۴ خورشیدی فقط حاکم مشهد بود.پس از قتل نادرشاه در قوچان به سال ۱۱۲۶، عادلشاه برادرزادهٔ نادر به تخت پادشاهی نشست. وی تمام فرزندان و بازماندگان نادر - به استثنای شاهرخ - را کشت. عادلشاه یکسال حکومت کرد تا اینکه برادرش ابراهیم شاه او را کنار زد. ابراهیم شاه نیز برکنار شد و شاهرخ جوان جای او را گرفت ولی او چندان خوش اقبال نبود چرا که پس از مدتی کوتاه به خاطر شورشی در مشهد دستگیر و نابینا شد ولی دوباره نجات یافت و با حالت کوری تا آغاز حکومت آقا محمدخان قاجار به حکومت محدود و ظاهری خود در مشهد ادامه داد. وی سرانجام به خاطر شکنجههای آقا محمدخان که برای فاش کردن جواهرات نادری صورت گرفت، جان سپرد. از فرزندان او نادر میرزا و نصرالله میرزا بودند.
شخصیت های تاریخی
نویسنده : شهزاد | ساعت 23:27 روز یکشنبه پانزدهم بهمن 1391
| لینک ثابت
|